تبليغاتX
ارباب حلقه ها
ارباب حلقه‌ها رمانی خیال‌پردازی حماسی (High fantasy) به قلم ج.ر.ر. تالکین واژه شناس و استاد دانشگاه آکسفورد نگارش شده است. این داستان ادامه‌ای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فاتنزی می باشد. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگر چه این کتاب در بین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود تا این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده بخاطر دلایل اقتصادی تصمیم گرفت تا جلد دوم را حذف کند، و کتاب ارباب حلقه‌ها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کند. از آن زمان تا کنون کتاب ارباب حلقه‌ها بارها تجدید چاپ شده و به زبانهای زیادی ترجمه شده است، و هم اکنون یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین کتابهای ادبیات در قرن ۲۱ می باشد. ارباب حلقه‌ها در سال ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ در سه جلد - با عناوین یاران حلقه، دو برج و بازگشت پادشاه - چاپ شده‌است.تا امروز دو تولید سینمایی بر مبنای این داستان انجام شده‌است که از میان آن دو، فیلم‌های سه‌گانه‌ای به کارگردانی پیتر جکسون شاخص‌تر هستند. این فیلم‌ها در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ به نمایش درآمدند.

طرح‌های جلد سه‌گانه‌ٔ ارباب حلقه‌ها به نقاشی خودِ جی.ر.ر. تالکین در چاپ اول کتاب.

داستان ارباب حلقه‌ها

وقایع ارباب حلقه‌ها در جهانی افسانه ای به نام سرزمین میانی رخ میدهد سرزمین میانی یا سرزمین میانه (به انگلیسی: Middle-earth) نام سرزمین‌هایی تخیلی است که بعضی از داستان‌های ج.ر.ر. تالکین در آن اتفاق می‌افتند؛ در مقابلِ آمان یا سرزمین‌های نامیرا که والاهای فرشته‌سان به همراه بیشتر الف‌های برین در آن‌جا زندگی می‌کنند. این واژه ترجمهٔ لغت انگلیسی میانه middel-erde است (در آلمانی مدرن، mittelerde)؛ که خودِ آن هم از واژهٔ انگلیسی قدیم Middangeard مشتق شده‌است. سرزمین میانه بخشی از دنیای بزرگ‌تری است که آردا نامیده می‌شود... (ادامه دارد)

ادامه مطلب
ارباب حلقه‌ها نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390 |

آهنگ اجتماعی از حامد فرد به اسم هزار تومنی که آهنگسازی آن به صورت زنده میباشد که پیشنهاد میکنم حتما این آهنگ فوق العاده زیبا را از دست ندهید


متن و تکست ترانه حامد فرد به اسم هزار تومنی

تا ته آهنگو گوش بده کنار تو نرو

تا بگم بهت داستان هزار تومنو

هزاری که باید بابتش جون هدیه کنی

هزاری که نباشه باید خون گریه کنی

خون گریه کنی وقتی کرده خستت زمونه

وقتی از خدا میخوای گرسنه بچه ات نمونه

وقتی زنت تو جوونی داره حس یه پیر زن

وقتیکه از بی پولیه مثل یه بیوه زن

مثل بیوه ای که نداشت قرص اعصاب سر شو

واسه خرید اون قرص فروخت اعضای تنشو

این جمله رو میگم بکن کلیشو مرور

اون زن از سر بیچارگی کلیشو فروخت

و دختر بی خونه ای که دربست پا میده

سر هزاری کثیف، باهرکس خوابیده

و خونواده ای که اونو از قصد نادیده

گرفتنش و اونم خسته س از بس نالیده

اون دختر قربانی مردای کذایی شد

اون دختر بازیچه دستای کسایی شد

که آبروی ایران و از تو ریشه کندن

سر هزاری خون مردم و تو شیشه کردن

بوی هزاری سمتشون بیاد از دم بی هوشن

پاهاش که باشه خدا و پیغمبر کیلو چند

اینا خون مردم و از رو قصدم چشیدن

سر هزاری خداهم به قسم کشیدن

داری منو میبینی که از زمونه بیزارم

با وجود خستگی و با زبون بی حالم

قلم برمیدارم مینویسم شبونه بیدارم

و کاغذ خط خطیه از درون بیمارم

بهم تهمت می زنن میگن شرور دیوانم

میگن با این حرفام زیاد دووم نمیارم

ولی مهم نیســـت چون من جوون ایرانم

آره مهم اینه که من جوون ایرانم

اینا عقده ی درونه که به سبکه شعر میشه

عقده ای که در کنارتو درد دل میشه

منم نمیدونم زمونه چی سرم میاره

فقط میدونم یه قدم جلوترم دیواره

چه کسا به راحتی شدن مسئول بخشی

چه کسا یادی کردن از مسعود شصت چی

که وجودشون هنوزم هست کامل آشنا

رییس سوخت میشه مدیر عامل باشگاه

چه کسا معتادن و توی کابوسشون گیرن

خونه ی غریبه ها رو با ناموسشون میرن

نعشه که شدن خیره پای سریال میشینن

ارزش ناموسو تو دود تریاک می بینن

اینا نصیحت نیست توهین به پیر ها نباشه

بدون برگه هزاری توی جیب ها نباشه

اینکه که طلبی داره طلبشم رفع نمیشه

اونکه بدهی داره جسدشم دفع نمیشه

خدا خاک پاتم تویی که بزرگترینی

خدا آیا دیدی مردمی که بخور نمیری

میاوردن یه نون حلال کمی به دست

افرادی که بودن تو فولاد غدیر یزد

لوله ترکید و اومد مذاب رو سرشون

داشتن فریاد میزدن که زغال شد تنشون

بگو رسمش اینه بچه ها کز داده باشن

یه گوشه ای فکر پدر جزغاله باشن

بهم می گی حامد اینقدر به خدا حرف نزن

بهت می گـم بدون به اون خداوند قسم

که این راه یه روز حسابی ندامت میده

تو کشور سر هزاری جنایت میشه

بهم می گی بیخیال تو که درسته راهت

بهت می گم حامدم جزوه گرسنه هائه

اين فقره كه دردش به نوعي دورشه

اونم مثل همه هشتش گرو ئه نهشه


دانلود آهنگ حامد فرد به اسم هزار تومانی نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 |

تمیز کردن عینک :

برای تمیز کردن شیشه عینک از چند قطره سرکه و یا الکل استفاده کنید، چند قطره از الکل یا سرکه را روی شیشه بچکانید و با دستمال کاغذی تمیز کنید.


تمیز کردن (طلا) :

تمام جواهرات خود را داخل ظرفی ریخته مقداری آب و پودرلباسشویی یا مایع ظرف شویی را داخل آن ریخته به مدت چند دقیقه روی اجاق گذاشته تا بجوشد جواهرات شما مانند روزاول می شود.


تمیز کردن نقره :

اگرانگشتر نقره شما به هر دلیلی مثلاً مجاورت با مایع سفیدکننده ( وایتکس) سیاه شد ، ناراحت نباشید. آن را مدتی داخل آب نمک غلیظ بیندازید سپس چند دقیقه آن را روی فرشی که پُرزدار است محکم بکشید می بینید که مثل اول سفید می شود.


تمیز کردن کفش :

علاوه بر واکس از دو راه برای تمیز و براق کردن کفش می توانید استفاده کنید:

1- سفیده تخم مرغ را خوب به هم بزنید . سپس با دستمال سفیده را بر روی کفشهای چرمی خود بمالید می بینید که چقدر کفشهایتان تمیز و براق شده اند.

2- از روغن پارافین و یا روغن مایع استفاده کنید، کفشهای شما براق می شوند.


چند توصیه در نظافت وسائل شخصی نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 |

اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.

اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجربه نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار 500 میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .

اگر می توانی دریک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.

اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو 8 درصد آدمهای پولدار دنیایی.

اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعا بی نظیری!

اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثرا نمی کنند.

اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.

اگر می توانی این مطلب را بخوانی خوشبخت تر از کسانی هستی که نمی توانند این مطلب را بخوانند .

چقدر خوشبختی نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391 |


کيف مدرسه را با عجله گوشه اي پرتاب کرد و بي درنگ به سمت قلک کوچکي که روي تاقچه بود ، رفت . همه خستگي روزش را بر سر قلک بيچاره خالي کرد . پولهاي خرد را که هنوز با تکه هاي قلک قاطي بود در جيبش ريخت و با سرعت از خانه خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشيد آقا ! يه کمربند مي خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... . - به به . مبارک باشه . چه جوري باشه ؟ چرم يا معمولي ، مشکي يا قهوه اي ، ... پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت . - فرقي نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه !

داستانک کمربند نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |


شهری بود كه در آن، همه چیز ممنوع بود... و چون تنها چیزی كه ممنوع نبود بازی الك دولك بود، اهالی ‌شهر هر روز به صحراهای اطراف می‌رفتند و اوقات خود را با باری الك دولك می‌گذراندند... و چون قوانین ممنوعیت نه یكباره بلكه به تدریج و همیشه با دلایل كافی وضع شده بودند، كسی دلیلی برای گلایه و شكایت نداشت و اهالی مشكلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند...! سال ها گذشت. یك روز بزرگان شهر دیدند كه ضرورتی وجود ندارد كه همه چیز ممنوع باشد و جارچی‌ها را روانه كوچه و بازار كردند تا به مردم اطلاع بدهند كه می‌توانند هر كاری دلشان می‌خواهد بكنند... جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراكز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند: آهای مردم! آهای ... ! بدانید و آگاه باشید كه از حالا به بعد هیچ كاری ممنوع نیست !!! مردم كه دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراكنده شدند و بازی الك دولك شان را از سر گرفتند...!!! جارچی ها دوباره اعلام كردند: می‌فهمید!؟! شما حالا آزاد هستید كه هر كاری دلتان می‌خواهد، بكنید ! اهالی جواب دادند: خب! ما داریم الك دولك بازی می‌كنیم ! جارچی ها كارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند كه آنها قبلاً انجام می‌دادند و حالا دوباره می‌توانستند به آن بپردازند... ولی اهالی گوش نكردند و همچنان به بازی الك دولك شان ادامه داند؛ بدون لحظه‌ای درنگ !!! جارچی ها كه دیدند تلاش شان بی‌نتیجه است، رفتند كه به اُمرا اطلاع دهند... اُمرا گفتند: كاری ندارد! الك دولك را ممنوع می‌كنیم ! آن وقت بود كه مردم دست به شورش زدند و همه امرای شهر را كشتند و بی‌درنگ برگشتند و بازی الك دولك را از سر گرفتند !

داستانک شهر ممنوعه نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |


شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند. شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هر دو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! استاد گفت : نه ، تمیزه. چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند. پس چه کسی حمام می کند ؟ حالا پسرها می گویند : تمیزه ! استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد وکثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟ هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی!

داستانک منطق چیست نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |


شیخ بهایی نقل می کند که عابدی در کوه لبنان پیوسته به عبادت خداوند گرم و مشغول بود و حتی دمی از طاعت وی غفلت نمی ورزید و خداوند نیز از احوال وی غافل نبود و به وقت گرسنگی و نیاز مائده ای آسمانی فرو می فرستاد و او نیز تناول می کرد و شاکر بود.اما امتحان سیره خداوندی است زیرا که مشت آدمی باز می شود و خود را آن گونه که هست می یابد و می بیند. از این رو خداوند عابد را امتحان نموده و یکی دو روز مائده را فرو نفرستاد و عابد به جای تحمل و تامل راه ِ خانه گبری را پیش گرفت و از او چیزی خواست و او نیز چند قطعه ای نان به او داد. در بازگشت سگی که بر خانه گبر پاسبانی می کرد پیوسته به دنبال عابد می رفت و پارس می نمود و عابد از هولِ جان نان ها را پیش روی سگ فرو ریخت و سگ همه را خورد ، اما باز به دنبال عابد راه افتاد و پارس می کرد. سرانجام عابد به جوش آمد و نهیب زد که ای بی شرم! آنچه داشتم دادم ، چرا رهایم نمی کنی؟ و به اذن خداوند سگ به زبان آمد و به عابد گفت: من بی شرم نیستم چرا که بیست سال تمام است بر خانه این گبر نگهبانم و ای بسا روزها به طول می انجامد و مرا حتی پاره استخوانی نمی دهد ، اما با این همه او را رها نمی کنم،اما تنها یک شبانه روز ،روزی و رزق تو نرسید ولی او را رها کردی و بر درخانه دشمن او کوفتی ، راستی بی شرم کیست؟

حکایت عابد و امتحان الهی نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |

روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟ ملا گفت به خاطر اینکه خودم بر روی آن ننشسته بودم و الا خودم هم با آن گم شده بودم!

چند تا هم لطیفه کنارش واسه کوتاه نبودن مطلب

از غضنفر مي پرسن دو دوتا؟ ميگه چهارتا و گند ميزنه تو جوك

بهترین لحظه زمانیست که فکر میکنی فراموشت کردم امّا ناگهان اس ام اسی میرسه که فکر میکنی منم اما بد میبینی ایرانسل بوده!

هیکل یارو شبیه نیمرخ چنگاله بعد هر موقع میپرسی کجا بودی میگه باشگاه!

مهمترين استعدادي كه خدا در وجودم كذاشته استعداد چاقيه!

موقع عصبانیت ۱۰ثانیه صبر کنید حتما فحشهای بهتری یادتون میاد !

با این وضع مالی عمیقا شرمنده دزدی خواهم بود که روزی کیف مرا بزند !

وقتی دیدی یه زن ریمل نزده بدون نقشه کشیده یه جایی گریه کنه!

مشترک گرامی با توجه به حذف یارانه و لیتری 1000شدن بنزین توصیه میکنیم که اتومبیلی را که با فروختن الاغتان در شهرستان خریداری کرده بودید را فروخته و الاغتان را پس بگیرید !


داستانک گم شدن خر ملا نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |

شواهد نشان می دهد تحویل داروهای موسوم به «او تی سی» (مسکن و داروهایی که باتوجه به وضعیت بیمار تجویز می شود) برای سلامت طولانی مدت بدن انسان مفید هستند. آسپرین، بروفن و استامینوفن هر سه مزایای متفاوتی برای سلامت بدن انسان دارند اما به نظر می رسد آسپرین عامل اصلی مبارزه با سرطان است. نتایج سه تحقیق جدید که از سوی یک گروه تحقیقاتی انجام شد، نشان می دهد مصرف آسپرین در طولانی مدت می تواند خطر ابتلا به سرطان و گسترش آن در بدن را کاهش دهد.

خطر ابتلا به یکی از گونه های سرطان که آدنوکارسینوم متاستاتیک نامیده می شود و بر غده پروستات، ریه ها و روده بزرگ تاثیر می گذارد در  آنهایی که آسپرین مصرف می کنند، تا ۴۶ درصد کاهش می یابد. تحقیق های قبلی این تیم تحقیقاتی نشان می دهد که مصرف روزانه آسپرین خطر ابتلا به سرطان را تا ۲۰ سال بعد کاهش می دهد.حالا پیتر روث ول و گروهش نتایج اولیه تحقیقات خود را گسترش داده اند. به گزارش برترین ها براساس بررسی ۵۱ تحقیق اولیه، افرادی که روزانه کمتر از ۳۰۰ میلی گرم آسپرین مصرف می کردند، پس از سه سال خطر ابتلا به هرگونه سرطانی در آنها تا ۲۵ درصد و خطر مرگ ناشی از سرطان تا ۱۵ درصد کاهش داشت. هرچه افراد مدت بیشتری آسپرین مصرف کنند، بهتر است. 

خطر مرگ در افرادی که آسپرین مصرف می کنند، پس از گذشت پنج سال، تا ۳۷ درصد کاهش داشت. نتایج تحقیق دیگری نشان می دهد که آسپرین چگونه بر گسترش سرطان از لحظه آغاز در بدن تاثیر می گذارد. 

به گزارش برترین ها خطر ابتلا به سرطان متاستاز در افرادی که روزانه حداقل ۷۵ میلی گرم آسپرین مصرف می کردند تا ۳۶ درصد نسبت به افرادی که آسپرین مصرف نمی کردند، کاهش داشت. نتایج تحقیقی دیگر تاییدی بر تاثیر مصرف آسپرین بر متاستاز بود. 

باتوجه به نتایج هر دو دسته تحقیقات نظارتی و تصادفی (که در آن شرکت کنندگان به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ای که دارد مصرف می کنند و دسته ای که نمی کنند) خطر ابتلا به سرطان متاستاز به ترتیب تا ۳۸ درصد در تحقیقات نظارتی و تا ۴۲ درصد در تحقیقات تصادفی کاهش داشت. 

مکانیسمی که باعث می شود مصرف آسپرین از ابتلا به سرطان جلوگیری کند، هنوز مشخص نیست. مطالعات دیگر نشان می دهد که شاید مصرف آسپرین خودش خطراتی به همراه داشته باشد؛ خطراتی چون خونریزی روده و معده و سکته مغزی، همه باید پیش از مصرف هرگونه دارویی با پزشک خود مشورت کنند، حتی داروهای «او تی سی» گفته شده که نتایج این تحقیقات شاید نظر افراد درباره تاثیر مصرف آسپرین بر سلامت انسان در طولانی مدت را تغییر دهد. لازم به ذکر است که این تحقیقات در دانشگاه آکسفورد انجام شده اند.


آسپیرین دشمن سرطان نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 |

عکس
طنز
دانلود آهنگ علی سورنا
آلبوم مـرد تـنها آهنگ تقصیر
متن آهنگ تقصیر
انتخابات پرشور مشت محکمی به دشمن است
رونمایی از آخرین دستاوردهای صنعت هسته‌ای صلح‌ آمیز
دعوت آیت‌الله مهدوی کنی به انتخاباتی پرشور
نامه جلیلی به اشتون ارسال شد
عکس حفر تونل 30 متری برای دزدی
آلبوم مـرد تـنها آهنگ زندگی هیپ هاپی
متن و تکست آهنگ زندگی هیپ هاپی
محبت دامادان به مادر زن
تفاوت زمین خوردن دخترا و پسرا
دانلود بازی ارباب حلقه ها بازگشت پادشاه The Lord o
بازی ارباب حلقه ها جنگ در شمال Lord Of The Rings
War In The North 2011
مار پیتون حیوان خانگی پسر بچه
کارائیب
آروبا